خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مهر مهربان

    وقتی که تازه به دنیا اومده بودی خیلی زیاد دور از ذهن بود که تصور کنم یه روزی اینقدر بزرگ و مستقل خواهی شد که بدون من ساعتهای زیادی رو دوام بیاری ...

    حتی وقتی از یک سالگی مجبور شدم بفرستمت مهدکودک هنوز هم چون می دونستم وابستگی هات به من وجود دارند و در نهایت آغوش من آخرین و امن ترین نقطه دنیا برایت خواهد بود ، باز هم لرزش قلبم آنقدر ها شدید نشد ...

    اما امروز وقتی اینقدر مردانه رفتی و سر کلاس نشستی یه چیزی درونم لرزید . یه نوری ، یه رنجشی ، یه غروری ...

    جشن شکوفه ها مبارک عزیز دل ، پاره ی جان ، اکسیژن ناب

     

     


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    مهر مهربان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده